با درود بر ياران و دوستان گرامي،
تعطيلي فردا باعث شد تا اندكي مقوله ي تعطيلات در كشور ايران فعلي فكر مرا مشغول نمايد. پنجاه و اندي جمعه به علاوه ي تعطيلات آييني و باستاني و مذهبي، به علاوه ي عدم هماهنگي تعطيلات با كشورهاي مسيحي و غير اسلامي، باعث كاهش بازدهي سالانه ي ساعات كاري شده است كه هر كدام از انواع تعطيلات فوق، نيازمند كارهاي كارشناسي زيادي براي قرار دادن و يا خذف هر يكي از آن هاست.
آنچه پيش بيني مي شود، در حكومت بعدي ايران بسياري از تعطيلي ها كه صرفاً رنگ و بوي مذهبي دارند به طور كل حذف خواهند شد و حذف برخي ديگر از تعطيلات مذهبي كه به صورت آيين درآمده اند، مانند سالروز شهادت امام حسين(ع) اندكي با تامل انجام گيرد.
تعطيلات رسمي باستاني، كه سهم بسيار كوچكي دارند، به احتمال قوي افزايش پيدا كنند و با توجه به بالا گرفتن حس وطن دوستي ايرانيان در سالهاي اخير، و ترميم اعتماد به نفس جمعي ايرانيان در سال هاي گذشته، بسياري از جشن ها و پايكوبي هاي دوران باستان ايران، با شيوه هاي نوين احيا شود.
هرچند از قشريون و متعصبان مذهبي نمي توان غافل شد، اما، تجربه انقلاب 57 نشان داده است كه جماعتي كه بن مايه هاي تفكر و غناي فرهنگ نژاده، در آنها كمتر يافت مي شود، ريشه هاي ضعبف تري براي استواري و پابرجا ماندن بر اعتقادات خود دارند و با اندك تبليغاتي، يا آگاهي بخشيدن به آنها (كه بخش دوم مورد توصيه بزرگان است) توانايي چرخش 180 درجه اي را خواهند داشت.
بخشي كه در برابر اين تغييرات در حكومت بعدي ايران، بيشترين مخالفت را ابراز خواهند نمود، همانا كساني هستند كه ارتزاق آنها وابسته به اين مسايل است و دين را وسيله اي براي كسب درآمد خود ساخته اند. كساني كه به نام دين حسابهاي ميلياردي خود را در بانكهاي اروپا و بالاخص سوييس انباشته نموده اند، با كوچكترين تغيير در اين حوزه مخالفت جدي خواهند نمود.
به لطف تكنولوژي ارتباطات و پديده اي با نام انفجار اطلاعات، دست بسياري از آنها براي مردم فهيم و آزاده ي ايران رو شده است و از آخوندي كه ادعاي طي الارض داشت و پس از مرگش معلوم شد در كشوري كه چندين ميليون فقير و نابسامان مالي دارد، ايشان چند ده ميليارد تومان در حساب هاي بانكي اش پول داشته است بگيريد تا آخوند ديگري كه در استفتائي از وي در مورد وجه كلان درآمد يك سايت پورنو پرسيده شده بود، و حساب بانكيِ خودش و پسرش را در بانك هاي اروپايي براي آن رندِ استفتا كننده فرستاده بود و بسياري موارد ديگر.
در زمان فعلي نيز بخش زيادي كه در مناسبت ها بيشترين جولان را مي دهند تنها قشريون و متعصبان مذهبي نيستند. بخش زيادي از آنها جيره خواران حكومت سيد علي گدا هستند كه براي خود شيريني و جلب توجه، سعي در رونق بخشي اين مراسم ها دارند.
و جالب اين جاست در برخي سال ها، به دليل چرخش روزهاي سال قمري بر روي روزهاي سال خورشيدي، برخي از مراسم ها روي هم مي افتند. واي به روزي كه يك عزا و مصيبت بر روي يك جشن و شادي بيفتد. اگر جشن ملي باشد به راحتي فداي عزا خواهد شد، اما در غير اين صورت ديدن برنامه هاي جيره خواران سيد علي، ديدني است.
به عنوان مثال در روز چهاردهم ماه جاري(خرداد) وفات رهبر كبيرشان با ولادت يكي از از ائمه اطهار تلاقي كرده و ديدن برنامه هاي سيماي تزوير را ديدني.
آنها كه جيره خوارند و مزدور اين متوحشان، هر چه دارند از آن «كبير»شان دارند و برايش عزاداري خواهند كرد اما فرزانگان اين قوم، در شادي ميلاد امام راستينشان شريك خواهند بود و عزا را حرام خواهند كرد. اما گروهي نيز بالاتر از اين دو هستند كه نه به اين راه خواهند رفت و نه در آن چاه!
در پايان تك مصرعي از بزرگ عارف پرآوازه ي ايراني حضرت خيام را براي گفتن مخلص كلام مي آورم:
كاي بي خبران راه نه آن است و نه اين!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر