۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

سلانه ششم

با درود بر خوانندگان گرامي وبلاگ سلانه سلانه،
روز گذشته، لينكي در صفحه ي اول سايت بالاترين ديدم كه راي نسبتا بالايي هم آورده بود. براي راحتيِ ملاحظه، تصويري از صفحه ي مربوط به اين لينك را در اينجا قرار داده ام.

چند ساعت بعد، يكي دوستان فرهيخته و بزرگوارم نظر حقير را در مورد قرار دادن لينكي عرفاني درباره حضرت «سرمد كاشاني» جويا شدند و پرسيدند كه آيا گذاشتن اين لينك در اين سايت مناسب خواهد بود يا نه؟
خودتان را جاي من بگذاريد، اگر لينك بالا را با اين همه راي ديده باشيد، و بارها مطالب عرفاني و حتي سياسي كه نامرتبط با مسايل روز هم نبوده است، توسط خود شما و يا دوستانتان در اين سايت قرار داده شده و نه تنها داغ نشده بلكه با راي بسيار پاييني مواجه شده است، چه جوابي مي داديد؟
مي دانيد، دردِ ما فرهنگي است، ديدن اين مسايل در ميان افرادي كه دوش به دوش هم، و با كمك همديگر در برابر يكي از بدترين حكومت هاي  تاريخ ايران، مبارزه مي كنيم، بسيار تاسف برانگيز است.
جامعه ما تا حدي بيمار شده است كه مي توانيم اضمحلال فرهنگ و ادب را به راحتي در آن به نظاره بنشينيم. حكومت آخوندي سيد عليِ جنايتكار، كاري با مردم كرده است كه دوران كنوني را يكي از بدترين دوران فرهنگي ايران ساخته است.
فراموش نكنيم كه در طول تاريخ ايران سه نابغه  (فردوسي، يعقوب ليث و شاه اسماعيل صفوي) توانستند ضرباتي سهمگين، بر پيكره ي جامعه ي خفته ي ايراني وارد كنند و فارسي زبانان را اندكي از خواب غفلت بيدار كنند كه يكي از آثار آن احياء زبان فارسي بوده است، اما در روزگار فعلي، يك فرد يا يك گروه به تنهايي نمي توانند با اين حجم گسترده ي بي فرهنگي و بي بند وباري بي سابقه در طول 3000 سال گذشته كه به ثبت رسيده مبارزه كنند و فرهنگ نژاده ي ايراني را احيا نمايند. براي اين مهم، مي توان به پيروزيِ جنبش سبز ايران اميد داشت، و در حقيقت، انتظار ديدن مسايلي اين چنيني وجود ندارد و بي تفاوت گذشتن از كنار اين لينك ها، به عقيده ي اين حقير، گناهي نا بخشودني است.
اي كساني كه در بالاترين مطلب به اشتراك مي گذاريد و يا به لينك ها راي مي دهيد، بدانيد كه بخشي از حاكمان بعدي ايران شماييد، پس:
اي حاكمان بعدي ايران!
به هوش باشيد و فرهنگ پُر و نژاده ي ايرانيتان را چه در بالاترين و چه در سطح جامعه ي ايراني، و چه در در سطح جامعه ي جهاني به نمايش بگذاريد!
براي پايان كلام، شعري از جناب حافظ شيرازي برايتان آورده ام:
من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش
كه تـو خـود دانـي اگر زيـرك و عاقـل باشي
با سپاس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر