با درودي بر خوانندگان گرامي وبلاگ سلانه سلانه،
قديم تر ها، در زماني كه در دانشگاه تدريس مي كردم، گاهي اوقات لطيفه و به اصطلاح جوك هايي را از دانشجويان در مورد افرادي كه در حكومت هستند مي شنيديم كه كنترل خنده در برابر آنها بسيار سخت بود. و تا مدتي با اساتيد در سلف، موقع ناهار، همان جك ها را تعريف مي كرديم و مي خنديديم. اما اكنون كار به جايي رسيده كه نيازي به ساختن اين موارد نيست. كافي است سخنان آقايان را فقط كپي و پيست كنيد و بار ها بر آن بخنديد!
در ادامه بخشي از سخنان سردار! قاسمي را آورده ام كه شايد آن را ديده باشيد. البته براي كساني كه آن را ديده اند هم در پايان لطيفه اي قرار داده ام.
بخشی از سخنان جدید سردار قاسمی در مورد احمدی نژاد:
...برادر! عزیز دل! ما چند ماه پیش یک شکری خوردیم شما چرا وِل نمی کنی؟ دیروز دیروز بود، امروز امروز است. به قول حضرت امام ملاک، وضع امروز افراد است. عزیزم! یادمان باشد که ما نوکر ولی فقیهیم نه نوکر بادمجان. بفرماید "چه عالی!" می گوییم "عالی تر از این نمی شود". بفرماید "چه مزخرف!" می گوییم "مزخرف تر از این نمی شود". این انتخابی که آقا کردند، و این بابا شد رئیس جمهور، خیلی قد آرنولدی و هیکل آرنولدی داشت؟ نه والله! یک چیزی بود مثل تاپاله افتاده بود وسطِ شهرداری تهران. قیافه اش زیبا بود؟ نه بالله! تیپ اش یک جوری بود که آدم از دیدن اش دچار تهوع می شد. صورت چروکیده، ریش کثیف، سر و وضع نامرتب. آقا و ما به خاطر همین چیزها گول خوردیم و انتخاب اش کردیم. متاسفانه ایشان یک عورت داشت به چه گنده گی که هر برگ انجیری رویش می گذاشت یک طرف اش پیدا بود و ما او را ندیدیم؛ راست اش را بگویم دیدیم ولی به روی خودمان نیاوردیم. طرف بوی گند می داد. شپش هم داشت. ضدانقلاب می گفت یکی بیاد این را ببره حموم، یک ماهه حموم نرفته. به خاطر همین قیافه ی گند و کثافت اش بود که آقا انتخاب اش کرد. آقا فکر کردند روستائی ها از چنین قیافه ای خوششون میآد و می گن این چون بدن اش شپش دارد از خودمونه. امان از این دل غافل که با ما چه کرد. خدا نگذره ازت احمدی نژاد. خدا از اون عورت کثیف ات نگذره که جلوش برگ انجیر نذاشتی.
از قرآن سوخته نگفتی و از کوروش و داریوش گفتی و ما هِی ماستمالی کردیم. هی روی گندکاریهات ماله کشیدیم. هی گفتی زنها بیان استادیوم، هِی گفتی موی دخترها به ما چه مربوطه، هِی گفتی به ما چه که کی تو خیابون دست کی را می گیره، هِی گفتی و گفتی، ما گفتیم عیبی نداره، آقا این بادمجون را پسندیده، ما هم باید بپسندیم و چشم به تلخی اش ببندیم.
خاک بر سرت کنند احمدی نژاد. خاک بر سرت کنند که دل آقای ما را شکستی. خاک بر سرت کنند که به فرمان ایشان عورت ات را نبریدی بندازی جلوی سگ... خاک بر سرت کنند که قدر آقا و حمایت های ایشان را ندانستی. تو به جای این که بروی موتور لری کینگ را پایین بیاوری موتور آقای ما را پایین آوردی. به جای این که زیر یک خم رئیس دانشگاه کلمبیا را بگیری زیر یک خم آقای ما را گرفتی. خدا ازت نگذره که با آقای ما چنین کردی. خدا ازت نگذره که کام آقای ما را تلخ کردی. حالا ای بادمجان تلخ! تو را تف می کنیم بیرون و می رویم دنبال کدوی سبزی، کدوی تنبلی، چیزی. والسلام.
منبع: سحام نیوز
روزي سردار وحيد سراغ خامنه اي مي رود و از او مي پرسد:
سردار وحيد: آغا، صداي مردم را شنيديد؟
آغا: بله، چطور مگه؟
وحيد: جداً؟
آغا: مي گم بله، مگه من با تو شوخي دارم پدرسوخته!
وحيد: مي بخشيد قربان، نمي خواستم جسارت كنم، فقط مي خواستم نظرتون رو بدونم!
آغا: راجع به چي؟
وحيد: همين صداي مردم!
آغا: خُب، صداس ديگه! اكثراً تنور هستن، باس و آلتو هم توشون هست، گه گداري هم سوپرانو پيدا مي شه!
به اميد پيروزي V
وعده ي ما 22 خرداد.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر